مرتضى مطهرى

381

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

برهانى صدرالمتألهين است كه از طرفى نفس را در آغاز امرى مادى و جسمانى مىداند كه به تدريج كمال جوهرى حاصل مىكند و به مرتبهء حس و خيال و سپس به مرتبهء عقل مىرسد و از طرف ديگر عقل و عاقل و معقول را متحد مىداند . مطابق اين نظريه نه نفس در آغاز جوهرى است مستقل از بدن و نه ادراكات عقلانى نقشها و عوارض و اوصافى است براى نفس . مطابق اين نظريه پيدايش تدريجى معقولات عين تكوّن تدريجى كمالى عقل و عاقله است . بنابراين عقل و ادراكات عقلانى به تدريج تكوّن پيدا مىكند و از اول ساختمان پرداخته و كاملى ندارد . اختلاف نظر ما با نظريهء فلاسفه و روان‌شناسان جديد در قسمت سوم است . ما با كمال احترامى كه نسبت به مطالعات و مشاهدات و تجربيات اين دانشمندان قائليم و كمال قدردانى كه از زحمات اين دانشمندان در اين باره مىنماييم به خود حق مىدهيم كه استنباطى را كه اين دانشمندان از مطالعات خود كرده‌اند مورد تجزيه و تحليل و انتقاد قرار دهيم . همچنانكه از عبارات فوق استفاده مىشود اين دانشمندان اين نظريه را بيشتر از مطالعهء اخلاق و عادات و آداب و سنن مختلف مردمان پيدا كرده‌اند زيرا در مطالعات خود برخورده‌اند كه طرز افكار و عقايد هر ملتى متناسب است با احتياجات و شرايط مخصوص زندگانى آنها و نيز دريافته‌اند كه با تغيير احتياجات و شرايط زندگى طرز فكر و عقايد افراد يا جماعات فرق مىكند و از طرف ديگر اين دانشمندان همهء افكار و ادراكات را يكجور و مانند هم پنداشته‌اند ناچار استنباط كرده‌اند كه به طور كلى عقل و ادراكات تابع احتياجات حياتى است . چنين به نظر مىرسد كه با تفكيك و تميزى كه ما اكنون در اين مقاله بين ادراكات حقيقى يا « حقايق » و ادراكات اعتبارى يا « اعتباريات » مىدهيم و افكار و معتقداتى را كه بيشتر مورد مطالعهء آن دانشمندان بوده - يعنى همان « اعتباريات » كه دستخوش تغيير و تبديل است - مشخص مىكنيم اين سوء استنباط خود به خود از بين مىرود و مشكل حل مىشود . و اما آنچه در مورد خصوص اصل امتناع تناقض كه از « حقايق » است گفته شده يك اشتباه ديگرى است زيرا اولًا فرضاً « توتميّه » يا دسته و طبقهء ديگر خودشان را هم كلاغ و هم حيوان ديگر مىدانند ربطى به اصل امتناع تناقض ندارد . ثانياً از يك نكتهء ديگر نبايد غفلت كرد و آن اينكه گاهى ذهن حكمى مىكند و به سرعت از آن حكم